صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 240896
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
شهید جعفر عرب مقصودی

به سال 1314 در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز در روستای محمّدآباد عربها دیده به جهان گشود.

فرزند برومند مشهدی ابوالقاسم از سنین نوجوانی با عشق و ارادت به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم‌السّلام در امور مذهبی و فرهنگی همراه شهید بزرگوار سیّدمرتضی طباطبایی همرزم آن سیّد شهید بودند.

شهید عرب مقصودی در امور کشاورزی نیز با سعی و تلاش و کوشش فراوان که زبانزد مردم روستای محمّدآباد است، در کنار پدر بزرگوار در امرار و معاش خانواده سهم به سزایی داشتند.

آن شهید بزرگوار در سنین جوانی با ازدواجی مبارک دارای پنج فرزند به نامهای داوود و محمّدرضا و علی و فاطمه و زهرا شد.

شهید جعفر عرب مقصودی در قیام 15 خرداد از محمّدآباد عربها همراه قیام‌کنندگان شده و در این مقدّس جهت اعتراض نسبت به دستگیری آیت‌الله العظمی خمینی کبیر توسط رژیم پهلوی عازم تهران بودند، که در باقر‌آباد از ناحیه پا هدف گلوله جلادان شاه قرار گرفته، که با دستگیری و بازداشت ایشان بعد از قیام توسّط رژیم، به جهت عدم رسیدگی به زخم ایشان در بازداشتگاه، زخم پایشان کزاز نموده که بعداً در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به درجه رفیع شهادت نائل شدند. جسد آن شهید بزرگوار توسط عمّال رژیم پهلوی در مکانی نامعلوم به خاک سپرده شده که هنوز ازمزار آن شهید بزرگوار اثری در دست نیست.

روح آن شهید گمنام تاریخ شاد و یادش همیشه زنده باد.

منبع :

http://www.15khordad42.com

 

پنج شنبه بیست و چهارم 11 1387
 شهید ابوالقاسم اردستانی

به سال 1313 در خانواده‌ای مذهبی و متدیّن در روستای کهنک از توابع پیشوای ورامین دیده به جهان گشود.

فرزند عزیز مشهدی عبّاسعلی اردستانی از سنین نوجوانی در مراسمهای مذهبی و فرهنگی حضور فعّال داشته و با نوحه‌خوانی و ذکر مصیبت ائمّه معصومین علیهم‌السّلام در ماههای محرّم و صفر و ماه رمضان و مناسبتهای دیگر، دل ارادتمندان ائمّه طاهرین را متوجّه مظلومیت آن بزرگواران می‌کرد.

شهید بزرگوار در کنار برنامه‌های دینی، کنار پدر در کشاورزی مددکار خانواده بوده و در امرار معاش نقش فعّالی داشتند.

ایشان بعد از گذراندن دوران سربازی ازدواج نموده و دارای سه فرزند به نامهای اکبر و علی‌اصغر و کبری شد.

آن شهید بزرگوار در قیام 15 خرداد با شور و حال وصف‌ناپذیری حضور یافتند و در طیّ مسیر با سابقه‌ نوحه‌خوانی خویش، نوحه معروف

هر که دارد هوس کربُبلا بسم اللّه...

را با سوز و گداز می‌خواندند، که جمعیّت قیام‌کننده که جلوی آنها عدّه‌ای کفن‌پوش حرکت می‌کردند با جاری شدن اشک از چشمانشان ایشان را در خواندن نوحه همراهی می‌کردند.

آن شهید بزرگوار و دلباخته اهل بیت (علیهم‌السّلام) و خمینی کبیر در باقرآباد به دست جلادان رژیم پهلوی هدف گلوله قرار گرفته و همچون یاران سیّدالشهدا با چهره‌ای خونین به ملاقات حق شتافتند.

جنازه خونین آن دلباخته سیّدالشهدا و اصحاب باوفایش به همراه دیگر شهدا توسّط دژخیمان رژیم به مسکرآباد منتقل و در آنجا غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش مستدام و پر رهرو باد.

منبع :

http://www.15khordad42.com

 

پنج شنبه بیست و چهارم 11 1387
 شهید امیر «هوشنگ» معصومشاهی به سال 1314 در خانواده‌ای متدیّن و باسابقه تاریخی شهر ورامین دیده به جهان گشود.از سنین نوجوانی در سخنرانیها و مراسمهای مذهبی حضور فعّال داشته و در رونق آنها نقش به سزایی داشت.شهید بزرگوار در کنار پدر بزرگوارشان حاج عبّاس معصومشاهی در نانوایی همراه برادران خویش حاج غلامحسین، حاج غلامرضا و حاج محمّد کمک کار پدر بودند و در رسیدگی به محرومان و مستضعفان فعالیّت زیادی داشتند.شهید معصومشاهی بعدها در شغل مغازه‌داری به شراکت برادرشان حاج غلامرضا نیز در رفع حاجات مردم نقش به سزایی داشتند.از برادران بزرگوارشان نقل شده: آن شهید غیرتمند در سفرهای زیارتی به مشهد مقدّس وجوهی علاوه بر سهمین تقدیم ‌آیت‌الله العظمی میلانی می‌کردند تا خرج طلبه‌ها و حوزه‌های علمیّه شود.آن شهید بزرگوار در قیام 15 خرداد از شهر ورامین با قیام‌کنندگان همراه شده و با عشق و ارادت وصف‌ناپذیر به اسلام و امام، جمعیّت را همراهی می‌کردند.از برادرشان حاج محمّد معصومشاهی نقل شده که: وقتی ایشان بین راه به شهید فرمودند که اگر از اینجا برگردیم چه می‌شود؟ شهید فرمودند: کوفی‌ها برگشتند، ما اهل کوفه نیستیم که برگردیم.شهید معصومشاهی با سینه‌ای مالامال از عشق به مقتدای خویش خمینی کبیر در باقرآباد جلوی جمعیّت با اصابت گلوله به قلب مبارکشان در خون سرخ خویش غلطیده و به شهادت رسیدند. جنازه خونین آن شهید بزرگوار توسط دژخیمان رژیم ستمشاهی به مسکرآباد منتقل و همراه دیگر شهدا غریبانه به خاک سپرده شد، ولی چراغ راه خونینش هدایتگر جوانان ورامین شد.روحش شاد و یادش همیشه زنده باد.منبع :http://www.15khor
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
 شهید مسیّب مهابادی

به سال 1294 در خانواده‌ای متدیّن و مذهبی از پدری بزرگوار و سخت‌کوش دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارشان مشهدی محمّد صادق مهابادی از روستای قلعه‌نو کهنک بوده است. آن شهید بزرگوار با جوانی انقلابی به نام شهید سیّدمرتضی طباطبایی ارتباط نزدیک داشتند.

این ارتباط استمرار یافته و شهید در مراسمهای دینی و فرهنگی حضوری فعّالانه از خود نشان می‌دادند.

آن بزرگوار از طریق همرزمان با مقتدای خویش آیت‌الله العظمی خمینی آشنایی پیدا کرده و در راه تبلیغ از راه انقلابیِ بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران از تلاش و کوشش دریغ نکردند.

شهید مسیّب مهابادی بعد از گذراندن خدمت سربازی ازدواج نموده و از این ازدواج دارای چهار فرزند به نامهای حسن و حسین و عبّاس و زینب بوده که راه پدر شهیدشان را سرلوحه زندگی قرار دادند.

شهید مهابادی در قیام 15 خرداد از حوالی پیشوای ورامین با عظمی راسخ با قیام‌کنندگان همراه شدند که در بین راه با عشق به مقتدای خویش در باقرآباد به دست دژخیمان شاه مورد هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیدند.

جنازه خونین آن عاشق اسلام و امام به همراه دیگر شهدا توسط جلادان رژیم پهلوی به مسکرآباد منتقل و غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

منبع :

http://www.15khordad42.com

 

چهارشنبه بیست و سوم 11 1387

شهید عزّت‌اللّه رجبی

به سال 1312 در خانواده‌ای مذهبی از پدری متدیّن و کشاورز سخت کوش در سنادرک از روستاهای کهن پیشوا دیده به جهان گشود.

از دوران نوجوانی با عشق و ارادت به ائمّه معصومین علیهم‌السّلام در سخنرانی‌ها و مراسمهای مذهبی در صحن امامزاده جعفر (ع) حضور فعّال داشته و در امر کشاورزی نیز کنار پدر بزرگوارشان به همراه برادران کمک کار پدر بودند.

فرزند غیرتمند و پرجوش و خروش مشهدی نصراللّه از ثمره ازدواج دارای فرزندی به نام علی شد.

آن شهید بزرگوار با داشتن روحیه ظلم‌ستیزی در مقابل ظلم اربابها نسبت به رعایای مظلوم ساکت نمی‌ماند و همیشه از آنها دفاع می‌کرد.

شهید عزّت‌اللّه رجبی در قیام 15 خرداد از صحن امامزاده جعفر بن موسی الکاظم (ع) پیشوای ورامین همراه قیام‌کنندگان حضور داشته و شور و هیجان انقلابی او در تشویق جمعیّت تأثیر به سزایی داشت.

در حوالی باقرآباد نیز حرکت شجاعانه‌اش جلوی جمعیّت، عامل مهمّی در استمرار حرکت قیام‌کنندگان بود.

آن شهید بزرگوار در غروب خونین 15 خرداد در باقرآباد جمعیّت هدف گلوله نظامیان شاهنشاهی قرار گرفت و در خون سرخش غلطید.

شهادت او خشم مردم را برانگیخت و خروشی در قیام ایجاد نمود. جنازه آن شهید بزرگوار به همراه دیگر شهدا توسّط رژیم به مسکرآباد منتقل و غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

منبع :

http://www.15khordad42.com

 

سه شنبه بیست و دوم 11 1387
شهدا و مجروحان‌: منابع موجود، آمار مختلفی از شهدا و  مجروحان روز 15 خرداد به دست می‌دهند؛ برخی تعداد آنان را بیش از یک هزار و برخی نیز در حد چند هزار تن بیان کرده‌اند. لیکن در میان گزارشهای ساواک دو گزارش موجود است که هر دو در ساعت 19 تهیه شده است‌؛ یکی دربارة تعداد زخمی‌شدگان و دیگری آمار کشته‌شدگان ـ اعم از تظاهرکنندگان و نیروهای انتظامی ـ را معلوم می‌نماید. در این گزارشها علاوه بر آمار مربوط به مجروحان و کشته‌شدگان تهران‌، به آمار مربوط به شهر قم نیز اشاره رفته است‌. همچنین نام بیمارستانهایی که زخمیها در آن بستری شده و یا افرادی که در آن بیمارستانها درگذشته‌اند، ذکر شده است‌: «آمار مجروحینی حادثه 15 خرداد مستخرجه از گزارشات واصله تا ساعت 1900 3 راه ژاله ساعت 40/117 نفر جلو دانشگاه [تهران] ساعت 25/17         2 نفر [خیابان] آناتول فرانس ساعت 30/ 16      1 نفر خیابان سیروس ساعت     50/18            2 نفر خیابان شهباز ساعت        50/18           15 نفر خیابان ناصرخسرو ساعت 40/11            1 نفر قم ‌1 نفر سرپاسبان قم 1 ‌نفر افسر پلیس قم 2 ‌نفر افسر ارتش قم 5 ‌نفر سرباز قم ‌24 نفر چهارراه گلوبندک [تهران] ساعت 30/11  2نفر پلیس بازار3 نفر پلیس [امام‌زاده] سیدنصرالدین 1
سه شنبه بیست و دوم 11 1387
پژوهشگر: محمد مهدی اسلامی چکیده: پس از هفدهم شهریور و بالا گرفتن خشونتهای رژیم علیه انقلاب ، شهر مشهد نیز شاهد حوادث خونین مکرری بود، علی الخصوص دیماه در مشهد مقدس یادآور شهادت شهدای بسیاری است که خون خود را در راه آزادی وطن اهدا نمودند. در اغلب این حوادث نقش مقام معظم رهبری و شهید هاشمی‌نژاد در کنار دیگر روحانیون پیشرو مشهد در ساماندهی و اداره راهپیمایی ها و اعتصابات بسیار برجسته است. پس از هفدهم شهریور و بالا گرفتن خشونت های رژیم علیه انقلاب ، شهر مشهد نیز شاهد حوادث خونین مکرری بود، علی الخصوص دیماه در مشهد مقدس یادآور شهادت شهدای بسیاری است که خون خود را در راه آزادی وطن اهدا نمودند. در اغلب این حوادث نقش مقام معظم رهبری و شهید هاشمی‌نژاد در کنار دیگر روحانیون پیشرو مشهد در ساماندهی و اداره راهپیمایی ها و اعتصابات بسیار برجسته است.آغاز این رویه از دوشنبه 27 آذرماه 1357 بود که جمع کثیری از طبقات مختلف مردم مشهد به مناسبت هفتم شهدای شهرهای اصفهان – نجف آباد – یزد – کاشان و. . . در مقابل منازل حضرات آیات قمی و شیرازی گرد آمده و بسوی بیمارستان شاهرضا حرکت میکنند تا از آنجا جنازه شهید «منفرد» را که در جریان حمله به بیمارستان کشته شده بود، تشییع کنند. در حادثه مزبور 17 نفر که بیشتر از بخش اطفال بودند نیز مجروح گشته بودند. جمعیت جنازه را به بهشت رضا میبرند و در بین راه یکی از روحانیون خطاب به انبوه سربازانی که در کامیونها و تانکرهای ارتشی مستقر بودند میگوید: «برادر سرباز، این خواهر توست و این برادر تو، تو هم برادر مایی، نباید اجازه بدهی که مزدوران پهلوی برای چند روزی بیشتر چاپیدن، تو را آلت دست قرار دهند. این گلوله تو ا
دوشنبه بیست و یکم 11 1387
به یاد قهرمان سینا، سلیمان‌خاطرچکیده: ســلیمان در ماههای آخر ســربازی بود. که ناگهان حادثــه بــزرگ زندگیــش روی داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــی که آفتاب در حــال غروب کردن بود، ناگهان متوجه شــد که 12 توریست اسرائیلی در حال نزدیک شــدن به محل نگهبانی او هستند، محلی که ســلیمان خاطــر از آن نگهبانی می کرد یک منطقه نظامی بود که ســلاحهای خاص در آن نگهداری می‌شــدند و به همین خاطــر ورود تمام افراد غیرنظامی به آن ممنوع بود. ســلیمان با مشــاهده آن گــروه 12 نفره بــه آنها هشــدار داد و به زبان انگلیســی گفت:«Stop no passing»... سلیمان محمد عبدالحمید خاطــر، مثــل همــه جوانان مصــری که به ســن ســربازی میرســیدند، خــودش را آماده رفتن به ســربازی کــرد، او آخرین فرزند خانــوادهای درمنطقه «اکیاد» از اســتان شرقی مصر بود، سلیمان به منطقه «راس برجه» در جنوب شبه جزیره سینا اعزام شــد و به عنوان ســرباز ارتــش مصر در مرزمشغول محافظت از مرز مصر بود.ســلیمان در ماههای آخر ســربازی بود. که ناگهان حادثــه بــزرگ زندگیــش روی داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــی که آفتاب در حــال غروب کردن بود، ناگهان متوجه شــد که 12 توریست اسرائیلی در حال نزدیک شــدن به محل نگهبانی او هستند، محلی که ســلیمان خاطــر از آن نگهبانی می کرد یک منطقه نظامی بود که ســلاحهای خاص در آن نگهداری می‌شــدند و به همین خاطــر ورود تمام افراد غیرنظامی به آن ممنوع بود.ســلیمان با مشــاهده آن گــروه 12 نفره بــه آنها هشــدار داد و به زبان انگلیســی گفت:«Stop no passing»اما گروه اسرائیلی به حرف او بی‌توجهی کردند و ناگهان اتفاقــی رخ داد که همه زن
دوشنبه بیست و یکم 11 1387
شهید سیّدمرتضی طباطبایی رفیعی                                    «سیّد شهیدان 15 خرداد ورامین»               به سال 1308 در خانواده‌ای مذهبی در محمّدآباد عربها دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارشان حاج سیّدرضا طباطبایی از کودکی فرزند را به مکتب‌خانه شیخ فتح‌اللّه صانعی فرستاد که آن سالها در محمّدآباد سکونت داشتند. شهید طباطبایی دروس مدرسه را نیز تا ششم ابتدایی قدیم گذراندند و در امور مذهبی و فرهنگی خصوصاً ایّام محرّم و صفر و ماه مبارک رمضان نقش مهمّی در برپایی مراسم‌ها داشتند و ادعیّه ماه مبارک رمضان را برای عموم، خودشان در مسجد قرائت می‌فرمودند. از پدر خانمشان نقل می‌کردند که شهید طباطبایی در دعای افتتاح وقتی به جمله وَقَتلاً فی سَبیلِکَ فَوفّق لنَا می‌رسیدند دستها را به سوی آسمان بلند نموده و می‌فرمودند: «خدایا، شهادت در راه خودت را نصیبم کن». ایشان از ثمره زندگی مشترک دارای چهار فرزند به نامهای حسن و حسین و محسن و زینب شدند، که این نامگذاری بیانگر عشق به اهل بیت پیامبر اکرم (ص) است.تلاش مستمّر آن بزرگوار در رفع مشکلات کشاورزان در منطقه زبانزد است، که نمونه آن اقدام از طریق بانک کشاورزی است که با گرفتن وام و حفر چاه عمیق در روستا، آن را جهت رفع مشکل آب روستا در سال 1341 به ثمر رساندند، که تأثیر خوبی بر جای نهاد، و از نمونه کارهای انقلابی آن شهید، ارتباط و رفت و آمد ب
دوشنبه بیست و یکم 11 1387

"راز درخت کاج"؛ زندگینامه شهیده زینب کمائی منتشر می‌شود

19 بهمن 1387

کتاب "راز درخت کاج" زندگی‌نامه شهیده زینب کمائی، نوشته معصومه رامهرمزی، توسط نشر شاهد منتشر می‌شود.

معصومه رامهرمزی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اظهار داشت: این کتاب شامل زندگی‌نامه روایی شهیده زینب کمائی بر اساس مصاحبه با خانواده و دوستان وی است.

وی افزود: در کتاب "راز درخت کاج"، بیشتر خاطرات از زبان مادر زینب کمائی بیان شده‌اند. در کنار این،‌ به شرایط زمان جنگ و فعالیت منافقین تروریست نیز پرداخته شده است.

رامهرمزی ادامه داد: زینب کمائی، متولد سال 1345 است. وی دانش آموز بسیجی و عضو انجمن اسلامی بود و فروردین سال 1360 در مسیر بازگشت از نماز جماعت ربوده شد. پس از 3 روز جنازه‌اش پیدا و چند ماه بعد منافقین اعتراف کردند زینب کمائی را به شهادت رسانده‌اند.

نویسنده این کتاب در پایان گفت: در بخشی از کتاب دست‌نوشته‌ها و وصیت‌نامه شهیده زینب کمائی آورده شده است.

کتاب "راز درخت کاج" به قلم معصومه رامهرمزی، در قطع رقعی و 120 صفحه توسط نشر شاهد منتشر می‌شود.

منبع :

http://www.irdc.ir

 

X